محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

55

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بىبندوبارى اخلاقى است ، ولى از نظر ما مسئولان درمان و اصلاح اين درد ، علماى اخلاق نبوده‌اند ؛ بلكه افراد پليس هستند كه هر جرم را با خود همان وسيله معالجه و درمان مىكنند ، همان‌طور كه يك پزشك ناتوان ، هر دردى را با آسپرين معالجه مىكند ( بگير . . . بزن . . . بخوابان ) ! ( مجرم را بگير و او را نگهدار . . . درحالىكه دست‌هايش بسته است ، بزن ! دستهايش را باز كن . . . تحويل دادگاه بده ! زندانى كن ) اين‌ها مقرّراتى است كه طبق معمول با كشف سوابقى كه احيانا تا پنجاه پيشينه مىرسد ، كامل مىگردد . همهء اين‌ها در وقت تباه‌سازى اجتماعى و برهم زدن امنيّت مردم و به مسخره گرفتن دولت و مؤسّسات قانونى آن و پايمال كردن حقوق اجتماعى است و با گذشت روزها از نظر كمّى و كيفى افزايش مىيابد . و با همهء اين‌ها ، اين تبهكاران را به مهمانخانه‌ها ( زندان‌ها ) وارد مىكنند تا آنچه را كه از وسايل جرم آشنا نبودند ، بياموزند و در وقت بيرون آمدن از آنجا توانايى بيشترى براى جرم داشته باشند و بتوانند با روش‌هاى مختلف بيشترى به جرائم خود دست بزنند . و هم‌چنين شعار بىبندوبارى از آبشخور خود بهره گرفته و مىگردد . و اين‌چنين ، تبهكاران و خائنان و رشوه‌گيران از آزادى فراوانى بهره‌مند مىشوند و از اين آزادى و گشايشى كه در صحنهء اجتماعى در زمينهء عمل و نوآورى جامعه به آنها داده است ، سوء استفاده مىكنند . آزادى عمل براى تخريب آيندهء ملّت و آزادى در نوآورى جهت تكامل روش‌هاى ارتكاب جرم . همهء اين امور در موقعيّتى تحقّق يافت كه ارباب تبليغ و صاحبان روش‌هاى اصلاحى ، فرصتى براى نشر افكار خود و زمان و مكانى پيدا نمىكردند . آرى ، تمام اين‌ها در بيست سال گذشته اتّفاق افتاد كه هرگز آن را تاريخ نخواهد بخشيد و محصول آن دو شكست مهلك اين امّت در برابر دشمن و هر دوى آنها نتيجهء طبيعى براى از بين بردن شخصيّت انسان مسلمان بود . همواره امّت عرب به خاطر عبور از اين شكست در برابر دشمن لجوج كوشش مىكند ؛ دشمنى كه از تمام نقطه‌هاى ضعف ايشان بهره مىجويد و به خاطر دور كردن آنها از هدفشان ، سربازان جيره‌خوار ، تبهكاران و ربايندگان زنان را به مزدورى مىگيرد . با اين همه ، ما اكنون تاريخ را كنار مىگذاريم و با خطرى بيمناك مواجهيم كه در حال آمدن است و در برابر آن جز با اتّحادى كه بر پايهء روش اخلاقى و فكر دينى استوار باشد ، نمىتوان